نقدهای رادیویی من
گزارش رادیویی یازدهمین روز بیست و ششمین جشنواره ی فیلم فجر
گزارش رادیویی دهمین روز بیست و ششمین جشنواره ی فیلم فجر
گزارش رادیویی نهمین روز بیست و ششمین جشنواره ی فیلم فجر
گزارش رادیویی هشتمین روز بیست و ششمین جشنواره ی فیلم فجر
گزارش رادیویی هفتمین روز بیست و ششمین جشنواره ی فیلم فجر
گزارش رادیویی ششمین روز بیست و ششمین جشنواره ی فیلم فجر
گزارش رادیویی پنجمین روز بیست و ششمین جشنواره ی فیلم فجر
گزارش رادیویی چهارمین روز بیست و ششمین جشنواره ی فیلم فجر
گزارش رادیویی سومین روز بیست و ششمین جشنواره ی فیلم فجر
گزارش رادیویی دومین روز بیست و ششمین جشنواره ی فیلم فجر
گزارش رادیویی اولین روز بیست و ششمین جشنواره ی فیلم فجر
خون بازی
تقاطع
کافه ستاره
باغ فردوس،5 بعد ازظهر

لینک های ثابت
نشریات بوشهر:
--------------------------
نسیم جنوب
نصیر بوشهر
پیغام جنوب
--------------------------
کارگردان ها:
--------------------------
محسن مخملباف
بهمن قبادی
مجید مجیدی
ابراهیم حاتمی کیا
پوران درخشنده
مهدی کرم پور
--------------------------
منتقدان:
--------------------------
دیوید بوردول و تامپسن
مجید اسلامی
هوشنگ گلمکانی
امیر قادری
--------------------------
بازیگران:
--------------------------
نیکی کریمی
فاطمه معتمد آریا
ماهایا پطروسیان
پانته آ بهرام
بهاره رهنما
باران کوثری
ترانه علیدوستی
بهروز وثوقی
بهرام رادان
محمدرضا شریفی نیا
پژمان بازغی
حسام نواب صفوی
--------------------------
شاعران و نویسندگان:
--------------------------
عبدالکریم سروش
منیرو روانی پور
مانا آقایی
صادق هدایت
--------------------------
سایت های سینمایی:
--------------------------
بنیاد سینمایی فارابی
پایگاه خبری فیلم کوتاه
سینمای ما
ایران اکتور
30نما
IMDB
--------------------------
دیگر سایت ها:
--------------------------
هفتان
رادیو زمانه
ویکیپدیا
اعتماد
چلچراغ
کارگزاران
جن و پری
وازنا
خبرآنلاین
آفتاب
تابناک
خبرگزاری فارس
ایسنا
--------------------------
بوشهری ها:
--------------------------
محمد دادفر
شیپور
ابوذر صغیری
محمود دهقانی
فراز شنبه زاده
حمید موذنی
محمد شعرانی
حمید شعرانی
اسماعیل جاشویی
ورار
همسفر عشق
سرو
نوشته های یک دیوانه
ضیافت شادخواران
عماد دشتی
فرزاد دشتی
شکوفه یاس
بانوی ماه و آب
مریم قاسمی
وحید پورجماد
رویو
هوای شرجی
سعید نوذری
حامد محمودی
خلبوس
آرزوها
خاطره ها
پویا پولادتن
این سه نفر
خاطره های سوخته
روزی روزگاری
مداد پر رنگ
جاده های روشن
خنیا
ناکو
زیبا
جاده
دانشجوی بدبخت
جاویدان
پیدم
آسمان آبی
سروش قیصی زاده
زندگی زیباست...
گسار
من در این دنیای مجازی
شیاطین کوچک
سماع
احسان دهقانی
افرند
ما دو نفر
احسان امیری
خانه وبلاگنویسان بوشهر
لینک وبلاگ های بوشهر
--------------------------
وبلاگ های سینمایی:
--------------------------
سلام سینما
حامد اصغری
نوین تصویر
--------------------------
دیگر وبلاگ ها:
--------------------------
حسین درخشان
یک پزشک
نیک آهنگ کوثر
بزرگمهر حسین پور
سینمایی که می رفتیم
همشهری کاوه
گروه سوال
وب نوشت
توکای مقدس
کارنامه
پرستو دوکوهکی
چند کوچه بالاتر
مرضیه ریاحی
عصیان
لیلی نیکو نظر
عمو کامی
--------------------------
دیگر لینک ها:
--------------------------
نقد بیست و پنجمین جشنواره ی فیلم فجر: مهدی غضنفری
یادداشت های مژده غضنفری در نسیم جنوب
فرم پینگ کردن وبلاگ

لینک های ورودی
drstrangelav.blogspot.com
www.google.com
whois.domaintools.com
www.respina00.blogfa.com
360.yahoo.com
jashoey.blogfa.com
www.dayyertifoon.persianblog.ir
www.askpeter.info
megainf.ru
mohammad.gashmardi.com
www.google.ca
maryam-khanoomi.com
shayan-blog.blogsky.com
search.live.com
novintasvir.blogfa.com
www.google.co.uk
www.parandeh256.blogfa.com
www.google.de
saeed.bushehr.ws
weblog.persianyas.com

آمار بازديدکنندگان
امروز: ۲۷۸ بازدید
دیروز: ۳۵۰ بازدید
این ماه: ۸۰۴۹ بازدید
از ابتدا:
۳۰۵۲۵۶۵ بازدید

۱۴ دی ۱۳۸۷

تور سینمای مستقل ایران و چند خبر دیگر از جشنواره ی فجر

تور سینمای مستقل ایران:

 

در طی این چند روز، چند فیلم از سینمای مستقل ایران دیده ام که بعضاً کمتر دیده شده اند. بعضی از فیلم ها خوب بودند و بعضی ها هم نه. در زیر سعی کردم راجع به هر فیلمی به صورت مختصر و کوتاه چند خطی بنویسم.

 

کارگران مشغول کارند (مانی حقیقی) :

 

    

 

کارگران مشغول کارند،دومین ساخته ی مانی حقیقی بعد از فیلم آبادان است. طراح قصه ی فیلم عباس کیارستمی است و فیلم ایده ی جالبی دارد. کارگردان قصه اش را خوب مطرح می کند. فیلم یکی از معضلات ما ایرانی ها را به تصویر می کشد که همان، توجه و اهمیت دادن  بیش از حد به موضوعی بی اهمیت است که حتی بعضاً این توجهٍ بیش از حد،به چیزی کم اهمیت تا نابودی فرد هم پیش خواهد رفت و بعد در کمال نا باوری آن موضوع خود به خود و بدون دخالت هیچ فرد و یا چیزی حل می شود. نکته ی جالب فیلم حضور امید روحانی(منتقد فیلم) و محمود کلاری(فیلمبردار و فیلمساز) در کنار بازیگران حرفه ای سینما مانند آتیلا پسیانی،فاطمه ی معتمد آریا و رضا کیانیان است. از سویی دیگر حضور مهناز افشار در چنین فیلمی جالب به نظر می رسد. فیلم اگر چه در میانه کمی خسته کننده می شود اما در کل موفق بوده و آغاز و پایان و همچنین فیلمبرداری بسیار خوبی دارد.

 

 

چند کیلو خرما برای مراسم تدفین(سامان سالور):

 

چند کیلو خرما... دومین ساخته ی سامان سالور پس از فیلم سرزمین سکوت است. اگر چه او فیلم هایش معمولاً به اکران عمومی در نمی آیند و به میزان محدودی در ایران دیده می شوند اما در جشنواره های خارجی موفق عمل می کند. هر سه فیلم او(سرزمین سکوت،چند کیلو خرما برای مراسم تدفین و ترانه ی تنهایی تهران) در جشنواره ی خارجی بسیاری جوایز خوبی کسب کرده اند و موفق بوده اند. نکته ی قوت فیلم "چند کیلو..." فیلمبرداری بسیار خوب و سیاه و سفید تورج اصلانی است که این روزها به عنوان فیلمبردار مستقل سینمای ایران،شناخته می شود. فیلم ایده ی جالی دارد و بازی بازیگران فیلم خوب است. نکته ی جالب فیلم هم حضور محسن نامجو(پیش از مطرح شدنش) در این فیلم است که اتفاقا هم خوب بازی می کند. فیلم در رابطه با برخورد و کلنجار رفتن سه شخصیت متفاوت با  موضوع عشق است.حس و حال "چند کیلو خرما.." بیشتر شبیه فیلم های جیم جارموش است و فیلم پایان جالبی دارد.

 

نیوه مانگ(بهمن قبادی):

 

 

نیوه مانگ چهارمین فیلم بهمن قبادی محسوب می شود و در واقع می توان مشاهده کرد که بهمن قبادی رفته رفته فیلم هایش را با مشکلات مالی کمتری می سازد. فیلم که در واقع فیلمی سفارشی برای کشور اتریش محسوب می شود ، قصه اش را خوب شروع می کند اما در میانه عملاً ایده ای برای ادامه ندارد و  همان ایده های تکراری فیلم های گذشته اش(به خصوص آوازهای سرزمین مادری ام) تکرار می شود . این در حالیست که در این فیلم دیگر کودکی هم وجود ندارد که حس ترحم تماشاگر را برانگیزد.از هنگامی که گلشیفته فراهانی وارد فیلم می شود، فیلم از حالت رئال خارج می شود و این در حالیست که فیلم بستر و مامنی مناسب برای حالت سورئال خویش هم ندارد.از سویی دیگر حضور هدیه تهرانی در فیلم چندان جواب نمی دهد.

 

 

ابجد(ابوافضل جلیلی):

 

ابجد فیلم بسیار ضعیفی است که در حوزه های مختلف مشکلات زیادی دارد. فیلم تلاش دارد دوره ای از انقلاب را که خود فیلمساز تجربه کرده است، از منظر یک نوجوان به تصویر بکشد. این در حالی است که ایده اش برای این زمانه، کهنه به نظر می رسد.

 

بیست انگشت(مانیا اکبری):

 

مانیا اکبری، از بازی در فیلم ده(عباس کیارستمی) مطرح شد و او در بیست انگشت دقیقاً همان مسیر فیلم های عباس کیارستمی را تکرار می کند. فیلم تلاش دارد حالت های مختلف زندگی زناشویی را به تصویر بکشد. فیلم حس و حال خوبی دارد و شاید مشکل عمده اش این است که چندان شکل سینما نیست و بشتر تئاتر گونه به نظر می رسد. معمولاً دوربین ثابت است و کاراکتر ها به بیان دیالوگ هایشان می پردازند که البته هر دو بازیگر فیلم(مانیا اکبری و بیژن دانشمند) بازی های خوبی از خود به معرض نمایش گذاشته اند. فیلمبردار این فیلم نیز تورج اصلانی است که در واقع فیلمبرداری او برگ برنده ی این فیلم نیز محسوب می شود.


  چند خبر از بیست و هفتمین جشنواره ی فیلم فجر:

۱.حرفه ای ها در جشنواره ی بیست و هفتم---> کلیک کنید

۲.نمایش آثاری از ۴۹ کشور در جشنواره ی فجر---> کلیک کنید

۳.مرور آثار مایکل لی در جشنواره ی فجر---> کلیک کنید

۴.شانزده فیلم در بخش جشنواره ی جشنواره ها حضور دارند---> کلیک کنید

۵.سیما فیلم با ۱۰ اثر در جشنواره ی فیلم فجر شرکت می کند---> کلیک کنید

۶.گفتگو با حبیب ایل بیگی راجع به حضور رسانه ها در جشنواره ی فجر---> کلیک کنید

۷.ایل بیگی: آل پاچینو و رابرت دنیرو با <اقدام قانونی> به جشنواره می آیند--->کلیک کنید

 

نظرات (۱۳)

ساعت۲۳:۱۵ لینک

۲۵ آذر ۱۳۸۷

روزمرگی+ خبرهایی از بیست و هفتمین جشنواره ی فیلم فجر

 امتحانات میان ترم تمام شد و تنها یک هفته ی دیگر کلاس می روم و بعد باید خودم را برای امتحانات پایان ترم آماده کنم هر چند خیلی خسته ام ، اما باورش هم برایم سخت است که چرا این قدر روزها سریع می گذرند…یک مسافرت پنج روزه به شیراز و یزد هم، کمی خستگی امتحانات میان ترم را از تنم بیرون کرد.

 

این روزها که هوا سردتر شده، بی حوصله ام و فقط وقت تلف می کنم و ادامه می دهم و از خودم، از ساکن بودن این روزهایم ناراضی ام. شاید این نیز بگذرد.مدت هاست چندین اثر از سینمای مستقل ایران را دیده ام و تصمیم دارم یک تور سینمای مستقل ایران راه بیاندازم و به بررسی این آثار بپردازم که هنوز حس و موقعیتش فراهم نشده است. امیدوارم این حس بی حوصلگی و ساکن بودن این روزهایم برطرف شود... امیدوارم.

 

----------------

 

کمتر از دو ماه دیگر، بیست و هفتمین جشنواره ی فیلم فجر، کلید می خورد و سیمرغ ها یکی یکی به سوی برندگانشان پرخواهند کشید. هنوز دو ماهی به شروع جشنواره مانده، اما اینجا  و آنجا خبرهای جشنواره داغ است. امیدوارم امسال هم شرایط این را داشته باشم که در جشنواره شرکت کنم و خوانندگان اینجا را از خبرهای روزانه ی جشنواره مطلع سازم.

 

مرتبط:

 

بزرگداشت پل نیومن در بیست و هفتمین جشنواره ی فیلم فجر.

 

یکصد و پنجاه اثر مستند و فیلم کوتاه متقاضی حضور در بیست و هفتمین جشنواره ی فجر

 

نماینده ی سینمای اردن در اسکار 2009 به ایران می آید

 

هیات انتخاب سینمای ایران بیست و هفتمین جشنواره ی فیلم فجر آغاز به کار کرد.

 

فیلم برگزیده ی جشنواره ی مونترال در بیست و هفتمین جشنواره ی فیلم فجر.

 

-          بزرگداشت پل نیومن در بیست و هفتمین جشنواره ی فیل

جشنواره ی فیلم فجر

نظرات (۲۲)

ساعت۲۲:۵۴ لینک

۰۷ آذر ۱۳۸۷

بهانه!

همه ی استادان دانشگاه ما، یادشان افتاده که همه ی امتحاناتمان را در طول یک هفته بگیرند و البته من و همه ی همکلاسی هایم یادمان افتاده که از اول ترم تا حالا درس نخوانده ایم! این وسط جدال ما با کتاب های انگلیسی زبانِ دشوار ادبی دیدنی است. پس اگر نیستم، اگر نمی نویسم، فقط و فقط علتش همین است و سعی می کنم یکی دو هفته ی دیگر برگردم…همین.

 

و بخوانید یک شعر از مصطفی غضنفری:

 

 یک دمپایی عربی

و یک موتور 70

شیطان عاجز است

از تفسیر این دو حرف

اما خدا توانست

و من آغاز شدم

سوار بر موتورم

در محله ی جبری

 

          *

 

آمریکا را کریستف کلمب کشف کرد

محله ی جبری را من

آمریکا شیطان بزرگ شد

و محله ی جبری

همچنان معصوم و پاک

 

          * 

دمپایی عربی ام را می دهم به شیطان

همینطور موتور هفتادم

و خدا تصمیم می گیرد

باراک حسین اوباما

رییس جمهور آمریکا بشود

 

 

نظرات (۲۶)

ساعت۲۰:۴۲ لینک

۱۷ آبان ۱۳۸۷

همیشه متفاوت ترین، بهترین نیست!

نگاهی به فیلم دعوت، ساخته ی ابراهیم حاتمی کیا:

      

«ابراهیم حاتمی کیا» از آن دسته از کارگردان هایی است که تماشاگر عام و نخبه ی سینما او را با سینمای دفاع مقدس(جنگ) می شناسند و از او به عنوان یکی از موثرترین و بهترین فیلمسازان سینمای دفاع مقدس یاد می کنند. «دعوت» آخرین ساخته ی او متعلق به ژانر سینمای دفاع مقدس نیست و آنگونه که در تیزر تبلیغاتی هر شب آن میبینم و می شنویم؛ متفاوت ترین فیلم ابراهیم حاتمی کیا محسوب میشود.البته حاتمی کیا در چند فیلم گذشته اش چندان منتقدان سینما را راضی نکرده بود و  به واقع او در طی این مدت،روندی رو به نزول را از خود به معرض نمایش گذاشته است. فیلم پیشین او یعنی «به نام پدر» تنها تکرار ضعیفی از فیلم «آژانس شیشه ای» محسوب می شد که نه فیلمنامه ای داشت و نه پرداخت مناسبی و جالب اینکه، حضور و تکرار بازی «پرویز پرستویی» هم دیگر در فیلم به نام پدر، همانند آژانس شیشه ای  جواب نمی داد. از این گذشته حاتمی کیا، دو سریال تلویزیونی(خاک سرخ و حلقه ی سبز) نیز کارگردانی کرده بود که هر دو ضعیف بودند و به همین علت همه منتظر بودیم بعد از فیلم به نمایش درنیامده ی «به رنگ ارغوان»، اکنون با فیلم«دعوت»، و حضور گسترده ی بازیگران حرفه ای سینمای ایران و داشتن یک ایده ی متفاوت هم در سینمای ایران و هم در آثار ابراهیم حاتمی کیا، تمام انتظاراتمان از این کارگردان برآورده شود. «دعوت» آخرین ساخته ی ابراهیم حاتمی  ژانری اجتماعی دارد(یا قرار است اجتماعی باشد!) چرا که به هر حال این فیلم بر خلاف فیلم های گذشته ی او نه با جنگ نه با حواشی جنگ و نه با آدم های جنگ سرو کار دارد.

 

در مورد فیلم دعوت، اولین مشکلی که به چشم می آید و به زعم نگارنده عمده ترین مشکل فیلم هم محسوب می شود، مشکل لحن فیلم است.چرا که بدون اینکه کارگردان تلاش داشته باشد که وجه هجوآمیزی را در فیلم بگنجاند، فیلم عملاً در بیشتر سکانس ها هجو شده و خیلی از جاها می خنداند. این در حالی است که به نظر می رسد فیلمساز نگاهی جدی به مسئله ای حاد در اجتماع پیرامون زندگی امروزه ی ما آدم ها دارد.حال این مشکل را می توان در اپیزود های مختلف فیلم به بحث کشاند و بدین نتیجه رسید که چطور همین مشکل لحن فیلم، خود باعث بی منطقی روایت های چندپاره ی اپیزودهای مختلف فیلم شده است.هر چند به نظر می رسد که هر اپیزود فیلمنامه ی خاصی نداشته است و کاراکترها هم چندان پرداخته نمی شوند و کارگردان بدون پرداختی مناسب از هر شخصیت و اپیزود می گذرد.

 

     

 

اپیزود اول: در اپیزود اول ما با یک بازیگر حرفه ای سینما به اسم «شیدا صوفی» (مهناز افشار) روبه رو هستیم که وقتی از باردار بودن خویش مطلع می شود، به دلیل اینکه در حال ایفای نقش در فیلمی است که آینده ی حرفه ای او بدان وابسته است، سعی می کند هر طور که شده جنین خویش را سقط کند. حال اینکه فیلمی که او در آن بازی می کند، سکانس های بی منطقی دارد که هیچ کدام به یکدیگر ربط داده نمیشود. او در سکانسی در لباس های قدیمی اسب سواری می کند و یا درجایی اسکی بازی می کند و یا در استخر است. او که در فیلم مورد نظر، در حد یک بدلکار به نمایش گذاشته می شود در همه ی این سکانس های خطرناک تلاش می کند تا جنین خویش را سقط کند و بدین ترتیب بتواند بازی اش را در فیلم ادامه دهد. حال آنکه این رویکرد او، بسیار بی منطق بوده چرا که اگر او در این سکانس ها آسیبی به خود برساند تا جنین خویش را سقط کند، به خود او نیز آسیبی وارد شده و به هر حال نمی تواند در ادامه ی فیلمش بازی کند! از این گذشته، حضور شخصیت هایی مثل سیامک انصاری و محمدرضا شریفی نیا که بیننده عادت دارد آن ها را در فیلم های کمدی و تقش های هجو آمیز ببیند، موجب ایجاد مشکل در لحن فیلم و در نتیجه ضعف فیلم شده است.چرا که کارگردان موفق به آشنازدایی از قامت این بازیگرها نمی شود و تماشاگر چندان جدی بودن آن ها را باور نمی کند.

 

اپیزود دوم: در اپیزود دوم نیز، همانند اپیزود اول شخصیت ها چندان قابل باور نیستند و لحن فیلم هنوز هجو آمیز باقی می ماند.سحر جعفری جوزانی، با آن نوع لباس پوشیدن و گریمش به یک دختر لر نمی ماند، و محمدرضا فروتن نیز با آن اغراق در گریمش و بازی بیش از حد ضعیف خود، موجب هر چه هجوآمیزتر شدن فیلم می شود. از این گذشته حضور ثریا قاسمی با آن طرزبازی و گریم گانسگستر گونه اش منظق فیلم را زیر سوال می برد.

 

اپیزود سوم:لحن فیلم همچنان در این اپیزود نیز هجوآمیز باقی می ماند و هنوز فیلم بیننده ی خود را در سکانس های مختلف به خنده وا می دارد. این اپیزود نیز چندان منطق روایتی ندارد و روایت باردار شدن همزمانٍ یک زن پیر بدون پرداخت و لحن مناسب به همراه دخترش تنها باعث خنده ی تماشاگر می شود.

 

     

 

اپیزود چهارم و پنجم: در چهارمین و پنجمین اپیزود فیلم است که لحن فیلم تغییر می کند و به کلی تراژیک می شود. هر چند گویی فیلمساز تلاش داشته تا در کل روایت فیلم خود یک چنین لحن و رویکردی داشته باشد اما کمی این خواسته ی او در اپیزودهای آخرین فیلم برآورده می شود و فیلم تراژیک ادامه می یابد.

 

وجه فرمال فیلم دعوت نیز چندان منطقی نیست. از پایان اپیزود اول که مهناز افشار (شیدا صوفی) را در هلی کوپتر می گذارند تا برای مداوا به بیمارستان منتقل کنند، فیلم تا انتها در ابتدای هر اپیزود خود از بالای هلی کوپتر شهر را نشان می دهد و در این شهر، به سراغ زندگی کسی می رود که همانا زندگی همین افراد و نوع برخورد آن ها در مورد بارداری و سقط جنین اپیزودهای فیلم را رقم می زند. حال اینکه یک چنین چیزی بعد از اتمام اپیزود اول اتفاق می افتد و این فرم بخشی از داستان اپیزود اول می شود. این در حالی است که فرم باید از روایت داستان جدا باشد. از این گذشته در هر سکانسی که ما از پنجره ی هلیکوپتر، شهر تهران را  نظاره گر می شویم، پنجره و در واقع تصویر شهر کثیف است. این در حالی است که در کل فیلم اصلا هیچ سقط جنینی صورت نمی گیرد و دلیلی برای این کثیفی وجود ندارد. از سویی دیگر حاتمی کیا تلاش دارد تا فضای خفه و نکبت بار شهر را با فضای برفی و سرد اطراف به تصویر بکشد، در حالی که اصلا نتوانسته است در این زمینه موفق عمل کند و بیننده را متوجه ی این نکته نماید.

 

شاید دعوت بیش از اینکه فیلمی متعلق به ابراهیم حاتمی کیا باشد، فیلمی «ملاقلی پور»ی محسوب می شود . و تمام ایراداتی که به سینمای اجتماعی رسول ملاقلی پور وارد بود، به این فیلم ابراهیم حاتمی کیا نیز می شود گرفت. به هر حال مجوز ساختن فیلم هایی با چنین مضمون هایی خاص، کار سختی است و حال اینکه کارگردان، به راحتی مجوز را در دست داشته ولی آنگونه که باید نتوانسته است از آزادی عمل خویش استفاده کند و این فضا را به تصویر بکشد و با این مسئله خیلی محافظه کارانه عمل کرده است. به هر حال درست است که دعوت متفاوت ترین فیلم ابراهیم حاتمی کیا محسوب می شود اما ضعیف ترین فیلم او تا به اکنون نیز هست و این فیلم در کارنامه ی او در کنار فیلم هایی چون «موج مرده» و «به نام پدر» از آثار ضعیف این کارگردان محسوب می شود.

 

 

توقیف ارژنگ و شهروند امروز:

 

 مجله ی «ارژنگ» که به جای «هفت» (فروردین ماه، ممنوع الچاب شد) انتشار یافته بود و اولین شماره اش هفته ی پیش چاپ شده بود نیز ممنوع الچاپ شد. گویا متذکر شده بودند که زیادی شبیه به همان هفت است! خوب مدیرمسئول و سردبیر(احمد طالبی نژاد و مجید اسلامی) که عوض نشده بودند، پرواضح است که قرار نبوده خود مجله هم به جز تغییر در نام، تفاوت زیادی با هفت داشته باشد. اما به هر حال جای تاسف است که هنوز یک شماره از این مجله نگذشته، آن را توقیف کردند.گرچه امیدوارم این خبر چندان صحت نداشته باشد. از سویی دیگر مجله ی شهروند امروز نیز توقیف شد و بدین ترتیب ما از خواندن دو مجله ی خوب محروم شدیم.

 

 

به یک ایرانی رای دهید:

 

در پنجمین دوره ی مسابقه ی وبلاگ نویسی دویچه وله ی آلمان به یک وبلاگ ایرانی رای دهید. وبلاگ دیر تش باد که توانسته است خود را به جایگاه برترین ها برساند تنها وبلاگ ایرانی در میان 11 وبلاگ برتر مشخص شده است. دوستان عزیز، رای شما به یک وبلاگ فارسی زبان و ایرانی سبب خواهد شد تا این مقام به یک ایرانی برسد.

وبلاگ دیر تش باد را اینجا ببینید.

برای اطلاعات بیشتر به اینجا رجوع کنید.

برای رای دادن اینجا کلیک کنید.

 

پ.ن:دوستان خوبم، به منظور مسائل امنیتی و جلوگیری از اسپم ها، بخش جدید ستاره داری در قسمت نظرات، ایجاد شده است. بنابراین خواهشمندم در هنگام ارسال نظر، این بخش را پر کنید چون در غیر این صورت نظر شما ارسال نخواهد شد.

 

 

نظرات (۲۵)

ساعت۲۲:۰۲ لینک

۲۸ مهر ۱۳۸۷

دو فیلم با یک بلیط!

سه زن: وقتی حکمت، چند گام به عقب می گذارد!

 

    

 

منیژه حکمت از آن دسته فیلمسازانی است که همیشه تلاش داشته است تا به وسیله ی فیلم هایش حرف های خود را بزند و مسائل اجتماعی-سیاسی جامعه را به نقد بکشد. فیلم "زندان زنان" او نیز یک چنین رویکردی داشت و هر چند که فیلم کاملی نبود اما به هر نحو موفق شده بود تا گوشه ای از مشکلات زنان زندانی را با رویکردی منتقدانه به تصویر بکشد. پیش از اینکه به دیدن فیلم سه زن بروم، توقعم را به دلیل جنجال هایی که این فیلم به وجود آورده بود، بالا بردم و منتظر این بودم که فیلمی از حکمت را به تماشا بنشینم که مشکلات فیلم پیشینش را نیز نداشته باشد و در واقع نشانگر روند رو به صعود حکمت باشد. اما سه زن هیچ یک از توقعات مرا برآورده نکرد. فیلم که تلاش دارد مشکلات سه نسل از زنان ایرانی را به تصویر بکشد، در میانه ی روایت خود مباحث ایرانی بودن مثل فرش و فرش بافی را به سه کاراکتر اصلی خود پیوند می زند. حال اینکه  در سه زن ، فیلمنامه ای در کار نیست و شاید تنها نکته ی قابل تحمل فیلم بازی خوب نیکی کریمی باشد. پگاه آهنگرانی(دختر کارگردان) هم که طبق معمول ضعیف بازی می کند و بازی اش اصلاً به دل نمی نشیند. علاوه بر نبودن یک فیلمنامه ی خوب و منسجم فیلم از مشکل تدوین هم رنج می برد. حکمت معلوم نیست می خواسته چه بگوید و فیلم خیلی گنگ و نامفهوم پایان می پذیرد و پایان نا تمام و مثلا ایرانی- معناگرایانه ی فیلم به شدت توی ذوق می زند. فیلمساز در این فیلم نیز کماکان از همکاری داریوش عیاری به عنوان فیلمبردار سود می برد.

 

کنعان: وقتی مانی حقیقی فیلمی بدنه ای می سازد!

 

    

 

 

کنعان، سومین فیلم مانی حقیقی در مقام کارگردان است(آبادان و کارگران مشغول کارند، دو فیلم پیشین و آوانگارد اوست که به نمایش عمومی در نیامده است). اتفاقا فیلم کارگران مشعول کارند ِ او را چند روز پیش تماشا کردم. کارگران مشغول کارند که متعلق به سینمای مستقل ایران است، موضوع جالبی دارد و گذشته از اینکه در میانه کمی خسته کننده می شود، فیلمبرداری خیلی خوب و پایان جالبی دارد.(در پست های آینده بیشتر به این فیلم و فیلم های دیگر مستقل سینمای ایران که در طی این چند روز دیده ام مثل: ابجد، چند کیلو خرما برای مراسم تدفین، نیوه مانگ، بیست انگشت و … خواهم پرداخت.) اما کنعان آخرین ساخته ی مانی حقیقی نیز از مشکل فیلمنامه رنج می برد. فیلم که علاوه بر اینکه فیلمنامه ی خاصی ندارد ، موضوعش نیز تکراری است. نکات جالب فیلم هم بیشتر مربوط به فیلمبرداری خاص آن است ولی در کل کنعان فیلمی بدنه ای و متوسط محسوب می شود. فیلم که تلاش دارد بی منطق انتهایش را به سینمای معنا گرا پیوند بزند در این زمینه موفق عمل نمی کند و پایان فیلم که ترانه ی علیدوستی لب به سخن می گشاید، نقصی بزرگ برای اثری محسوب می شود که قرار است بسیاری از ناگفته ها را ناگفته نگه دارد. علاوه بر این، بهرام رادان که شخصیتی اضافی است، در فیلم جا نمی افتد و حضور افسانه بایگان در نقش آذر(مخصوصا گذشته ی سیاسی او) نیز تحمیلی بر اثرمحسوب می شود.ترانه ی علیدوستی نیز با همه ی اغراقی که در گریمش شده است به سن وسال شخصیت فیلم نمی آید و فقط کمی  و به سختی محمد رضا فروتن در نقشش جا افتاده است.

 

بعد نوشت:

 

در پنجمین دوره ی مسابقه ی وبلاگ نویسی دویچه وله ی آلمان به یک وبلاگ ایرانی رای دهید. وبلاگ دیر تش باد که توانسته است خود را به جایگاه برترین ها برساند تنها وبلاگ ایرانی در میان 11 وبلاگ برتر مشخص شده است. دوستان عزیز، رای شما به یک وبلاگ فارسی زبان و ایرانی سبب خواهد شد تا این مقام به یک ایرانی برسد.

وبلاگ دیر تش باد را اینجا ببینید.

برای اطلاعات بیشتر به اینجا رجوع کنید.

برای رای دادن اینجا کلیک کنید.

 

نظرات (۲۴)

ساعت۰۰:۱۲ لینک

صفحه بعدی صفحه قبلی
موضوعات
نقد فیلم
سینمایی
شعر
شخصی-سینمایی
شخصی
عمومی
فوتبالی
English
جشنواره ی فیلم فجر26

بایگانی
دی ۱۳۸۷
آذر ۱۳۸۷
آبان ۱۳۸۷
مهر ۱۳۸۷
شهريور ۱۳۸۷
مرداد ۱۳۸۷
تير ۱۳۸۷
خرداد ۱۳۸۷
ارديبهشت ۱۳۸۷
فروردين ۱۳۸۷
اسفند ۱۳۸۶
بهمن ۱۳۸۶
دی ۱۳۸۶
آذر ۱۳۸۶
آبان ۱۳۸۶
مهر ۱۳۸۶
شهريور ۱۳۸۶
مرداد ۱۳۸۶
تير ۱۳۸۶
خرداد ۱۳۸۶
ارديبهشت ۱۳۸۶
فروردين ۱۳۸۶
اسفند ۱۳۸۵
بهمن ۱۳۸۵
دی ۱۳۸۵
آذر ۱۳۸۵
آبان ۱۳۸۵